سفارش تبلیغ
صبا
رآ، مین RaaMeen - من و مزرعه یه عُمره...
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسی بلاگ
  • پارسی یار
  • در یاهو
  • انجا تهرانه یعنی شهری که
                                هر چی که توش میبینی باعث تحریکه



    یادم افتاد  "جدیدا" دو تا بچه کافی نیست.


    مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin رآ، مین RaaMeen ::: جمعه 89/2/10::: ساعت 7:9 عصر
    نظرات دیگران: نظر





    دکتر استفان مارک،
    بیمارهای
    سرطانی در
    مرحله آخر را با استفاده از روش های
    "نامتعارف"
    درمان کرده است و بسیاری از آنها بهبود
    یافتند.
    او
    به درمان طبیعی درمقابل با بیماریها معتقد

    است
    ،
    مطلب
    طولانی
    است اما بسیار مفید
    است


    ادامه مطلب...

    مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin رآ، مین RaaMeen ::: سه شنبه 89/1/31::: ساعت 6:34 عصر

      
    او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشکیل داده
    بودند.روزى باهم نشسته بودند و گپ مى زدند.در حین صحبتهاشان گفتند:
    چرا ما همیشه با فقرا و آدمهایى معمولى سر و کار داریم و قوت لا یموت آنها
    را از چنگشان بیرون مى آوریم ، بیاید این بار خود را به خزانه سلطان بزنیم
    که تا آخر عمر برایمان بس باشد.


    البته دسترسى به خزانه سلطان هم کار آسانى نبود. آنها تمامى
    راهها و احتمالات ممکن را بررسى کردند، این کار مدتى فکر و ذکر آنها را
    مشغول کرده بود، تا سرانجام بهترین راه ممکن را پیدا کردند


    ادامه مطلب...

    مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin رآ، مین RaaMeen ::: یکشنبه 89/1/29::: ساعت 1:32 عصر

    شاعر : نادر نادرپور
    خواننده : داریوش اقبالی
    شرح حال خبلیا...
    کهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانم
    که گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم
    کهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانم
    که گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم
    ...

    نه پای رفتن نه تاب ماندن چگونه گویم درخت خشکم
    عجب نباشد اگر تبرزن طمع ببندد در استخوانم
    در این جهنم گل بهشتی چگونه روید چگونه بوید
    من ای بهاران ز ابر نیسان چه بهره گیرم که خود خزانم
    ...

    کهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانم
    که گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم
    کهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانم
    که گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم
    ...

    صدای حق را سکوت باطل در آن دل شب چنان فرو کشت
    که تا قیامت در این مصیبت گلو فشاند غم نهانم
    کبوتران را به گاه رفتن سر نشستن به بام من نیست
    که تا پیامی به خط جانان ز پای آنان فرو ستانم
    کهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانم
    که گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم
    کهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانم
    که گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم
    ....

    آه ای دیار دور ای سرزمین کودکی من
    خورشید سرد مغرب بر من حرام باد تا آفتاب توست به سرآغاز باورم
    ای خاک یادگار ای لوح جاودانه ایام
    ای پاک ای زلالتر از آب و آئینه
    من نقش خویش را همه جا در تو دیده ام
    تا چشم بر تو دارم در خویش ننگرم
    ای کاخ زرنگار ای بام لاجوردی تاریخ
    فانوس یاد توست که در خوابهای من زیر رواق غربت همیشه روشن است
    برق خیال توست که گاه گریستن دربامداد ابری من پرتو افکن است
    اینجا همیشه روشنی توست رهبرم
    ای زادگاه مهر ای جلوگاه آتش زردشت
    شب گرچه در مقابل من ایستاده است
    چشمانم از بلندی طالع به سوی توست
    وزپشت قله های مه آلوده زمین در آسمان صبح تو پیداست اخترم
    ای ملک بی غروب ای مرز و بوم پیر جوانبختی
    ای آشیانه کهنه سیمرغ
    یه روز ناگهان
    چون چشم من ز پنجره افتد بر آسمان
    میبینم آفتاب تو را در برابرم
    ...

    سفینه دل نشسته در گل
    چراغ ساحل نمی درخشد
    دراین سیاهی سپیده ای کو
    که چشم حسرت در او نشانم
    الا خدایا گره گشایا
    به چاره جویی مرا مدد کن
    بود که بر خود دری گشایم غم درون را برون کشانم
    چنان سراپا شب سیه را به چنگ و دندان درآورم پوست
    که صبح عریان ز خون نشیند بر آستانم در آسمانم
    .....

    کهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانم
    که گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم
    کهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانم
    که گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم
    با تشکر از وبسایت ایران پرود




    مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin رآ، مین RaaMeen ::: جمعه 88/10/18::: ساعت 4:9 عصر

    سلام

    این روزا بد داره بارون میاد.امروز که بارون اینقدر سنگین بود که امتحان پایان ترم ما کنسل شد.انواع آنفولانزا هم اینجا فراوون شده.جاتون خالی یه دونشو من گرفتم، نشون به اون نشون که تو یک ساعت 5 تا آمپول و 1 سرم بهم زدند و 2 تا امتحان میان ترم هم از دست دادم....

     

    دعا کنید که خفن محتاجیم به دعا



    مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin رآ، مین RaaMeen ::: پنج شنبه 88/5/29::: ساعت 11:50 صبح

    <      1   2   3   4   5   >>   >

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ