سفارش تبلیغ
صبا
رآ، مین RaaMeen - من و مزرعه یه عُمره...
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسی بلاگ
  • پارسی یار
  • در یاهو
  • متن زیر نوشته یکی از دوستان اینترنتی است به نام آقا شایان(shayan@openlearningcenter.com) که به شخصه من موافق نوشته ایشون هستم.

    این متن رو در این پست پیست کردم، شاید شما هم خوشتون بیاد.هر چند اگر من بخوام نظر خودم رو نسبت به موضوع مربوطه کامل بنویسم شاید چند روزی طول بکشه اما همونطور که گفتم با این نوشته کاملا موافق هستم.

     

    امروز  فکر می کنم برای بار 750 هم از طریق یاهو دعوت نامه برای من ارسال شد و درخواست داشت که برای برگرداندن نام خلیج فارسی در گوگل یک نامه اعتراضی را امضاء کنیم. فکر می کنم در حدود50تا وب سایت ها طی چند روز گذشته مشاهده کردم که برای این موضوع صفحه اختصاصی درست کرده اند.
    به راستی برای چه ؟ چرا برای ما ایرانی ها این تکه آب تا این میزان اهمیت دارد؟
    برای ما که در مقابل ویرانی ها و خرابی های میراث فرهنگی و معنوی خود در داخل ایران سکوت می کنیم
    و در مقابل ترک بودن مولانا حرف نمی زنیم و نگاه می کنیم که ابوعلی سینا و ابوریحان بیرونی را عرب خطاب کنند. چرا در خصوص خلیج فارس این همه داستان و شلوغ کاری می کنیم؟

    ادامه مطلب...

    مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin رآ، مین RaaMeen ::: چهارشنبه 87/1/28::: ساعت 2:19 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    مژده ای دل که دگرباره بهار آمده است خوش خرامیده و با حسن و وقار آمده است
    به تو ای باد صبا می دهمت پیغامی این پیامی است که از دوست به یار آمده است
    شاد باشید در این عید و در این سال جدید آرزویی است که از دوست به یار آمده است

    لوگوهای گوگل به افتخار نوروز باستانی ایران

    سلام

    سال نو مبارک.امیدوارم امسال یک سال شیرین همراه با راستی و درستی وتندرستی و انسانیت و بدون دروغ ودو به هم زنی و غیبت و قهر و ... باشه و خلاصش اینکه تا آخر امسال همتون حالی به حولی بشین.(یکی نیست بگه مرد حسابی تو خودت با یه نفر قهری ، حالا درای مردم رو ارشاد میکنی).

    برای من که امسال با امتحانات پایان ترم و عصب کشی دندان به همراه دردهای جانبی شروع شد.

    هفت سین هم کما فی 21 السال سابق خبری ازش نبود.چون من مامانم بخاطر شهادت پسرخالم که اوایل نوروز اتفاق افتاد هفت سین پهن نمیکنه اما من شخصا از سال آینده قراره بجای هفت سین، هشت سین درست کنم که تلافی این چند سالی که پهن نکردیم در بیاد.

    آخه مطمئنا تصمیم مادرم کمی احساساتانه (لغت جدید قارسی) بوده چون خالم خودش هر سال سفره هفت سینش براهه. تازه قدیما از سمنوش (طوری که سایر خواهر زاده هاش متوجه نشند) میداد من بخورم.

    همین الانم که دارم این متن رو مینویسم بارون گرفت اونم چه بارون عاشقانه ای.دیروز هم برای اولین بار امسال بارون اومد و من رو بینهایت خوشحال کرد.چون طبق پیش بینیها ماشینمو بیرون پارکینگ پارک کردم که با بارون شسته بشه و اتفاقا همین طور هم شد و علاوه بر اون بالکن منزل نیز پاک شد و یک کارواش رایگان شد عیدی آسمون به من.(جون شما عجب بوی روح انگیزی داره این بارون،بذار برم در بالکن رو باز کنم)

    حسن ختام هم این عکس سفره هفت سین هست که در کاخ سفید برای احترام به سنتهای ایرانی چیده شده.



    مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin رآ، مین RaaMeen ::: شنبه 87/1/3::: ساعت 6:35 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    سلام

    سال نو میلادی مبارک.امیدوارم سال برکت و موفقیت برای همه باشه.

    یه چند ماهی میشد یه دستی به سر و روی این مزرعه نکشیده یودم.چکار میشه کرد.همش گرفتاری و همش هم بی مورد...

    چند تا سفر از طرف کالج داشتیم.جاتون خالی خیلی جاهای جالبی بود.حیف که فرصت تفریح اصلا نداشتیم ولی دیدن اینکه توریست ها دارن لذت میبرند هم خستگی رو از تن ما بیرون میکرد.از بس که ما مردم دوستیم به جون تو.

    اینم 2 تا عکس از مسافرت ما

    Free Image Hosting

    Free Image Hosting

    چند تا پی نوشت مینویسم و میرم ولی از این به بعد ریگولار آپدیت میکنم.

    سر بزنید.

    پینوشت :

    * نتایجمونو دادن.جمع نمرات 2 سال آخرم (در هند معدل دوسال آخر به عنوان رنکینگ استفاده میشود) به سطح شاگرد اولی رسید.بیشتر متعجب شدم تا خوشحال.

    * بینظیر بوتو هم که با برگشتش به پاکستان خیلی ها رو امیدوار کرده بود با شهادتش دموکراته شدن پاکستان رو گارانتی کرد.خدا رحمتش کنه.ترور بینظیر یکی از تاسف بارترین خاطرات زندگی من هست.

    *تماشاچیهای سپاهان هم سنگ تموم گذاشتند.اون از ترقه انداختنشون تو فینال جام باشگاههای آسیا و سریال هفتگی آشوب تماشاگرانشون بعد از هر بازی جام برتر، اینم از آخرین دسته گلشون که دیگه حتی اسم تماشاگرنما هم از سر خیلی از این حیف اکسیژن ها هم زیادیه.



    مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin رآ، مین RaaMeen ::: جمعه 86/10/14::: ساعت 11:0 صبح
    نظرات دیگران: نظر

    سلام.

    چند روز پیش در سایت شیعه نیوز به خبری برخوردم که همون اول دوست داشتم قسمتهائی از اون رو تکمیل کنم.اما با خودم گفتم اجازه بدم تا نظرات خوانندگان زیادتر بشه تا ببینم نظرات اونا نسبت به خبر چیه.حالا اینقدر این نظرات برای من جالب بود که شاید بیشتر در مورد نظرات صحبت کنم تا خود خبر.

    خبر و نظرات رو میتونین از اینجا بخونین:http://www.shia-news.com/Shownews.asp?Code=86072301&Comment=Yes#Comment

    قبل از شروع میخوام کمی در مورد پونا صحبت کنم.شاید الان در ایران خیلیها نه تنها تحصیل در هند بلکه تحصیل در خارج از کشور با یاد پونا براشون تداعی بشه.علت هم پر واضح است.بیش از 12000 دانشجوی ایرانی در این شهر مشغول به تحصیل هستند.(آمار از مسعول ثبت دفتر اتباع خارجی پلیس پونا میباشد که به نظر هم صحیح میرسد).

     

    در واقع همیشه از زمانهای قدیم تعدادی دانشجوی ایرانی در دانشگاه پونا بوده اند.تا سال 1381 این روند به طور عادی جریان داشت.بطوریکه طبق آمار سفارت ایران در دهلی که توسط دکترکافی رایزن علمی ایران در هند در جلسه تودیع ایشان اعلام شد دقیقا 86 نفر دانشجوی این دانشگاه بودند.

    در سال بعد این تعداد ناگهان افزایش چشمگیری پیدا کرد.خوب این خبر کمی ناخوشایند به نظر میرسید که چگونه با این همه دانشگاه دولتی و آزاد و پیام نور و علمی کاربردی وپردیسهای بین المللی در ایران به یکباره این همه دانشجو باید از ایران به دانشگاه پونا بیاید.

    دقیقا 3 سال پیش بود که خبری با تیتر تحصیل سیاه در کشورهای ارزان به روی خبرگزاریها رفت...

    ادامه مطلب...

    مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin رآ، مین RaaMeen ::: پنج شنبه 86/7/26::: ساعت 10:35 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    شنبه هفته قبل(یا شنبه همین هفته برای اونا که الان تو ایرانن) ساعت 10 صبح یک نامه تهدید آمیز برای دکتر چیتاله رئیس کالج ما (رفیق شیش خودمه) اومد که متن نامه عملا بدون یک لغت کم و کاست به شرح زیر و فقط برای تنویر افکار عمومی و خصوصی قرار داده میشود.

    ««فقط تا ساعت 13:30وقت دارید که 3 بمب جاسازی شده در کالجتون رو شناسائی کنید تا قربانی نشید.این بمب گذاری در ادامه بمب گذاریهای شهر حیدرآباد* است»»

    در این لحظه بود که دکتر چیتاله با سرعتی که رکورد قهرمان پاراالمپیک را چند ثانیه ای بهبود بخشیده بود (دکتر معلول و ورزشکار هست) و بوی سوختگی چرم ته کفشش ناشی از سائیده شدن با سرعت غیرمجاز بر کف در فضا پراکنده شده بود از دفترش جفتک زد بیرون، اوه ببخشید دوید بیرون و همه رو با همکاری چند نفر دیگه مطلع کرد و بعد بلافاصله با پلیس تماس گرفت و تیم کشف و خنثی سازی بمب در جیک ثانیه به کالج اومد و کالج خالی از آدمیزاد شد.

                                                         ادامه مطلب...

    مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin رآ، مین RaaMeen ::: دوشنبه 86/7/9::: ساعت 10:16 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    <      1   2   3   4   5   >>   >

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    >> بازدیدهای وبلاگ <<